محمد بن عبد الله بن عمر
76
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
دعوت كرد ومعاونت طلبيد . وايشان ، از تورات وجهودان ، أحوال سيد ، عليه السلام ، معلوم كرده بودند . پس مسلمان شدند وأجازت خواستند تا بروند وقوم خود را دعوت كنند ونصرت رسول ، عليه السلام ، دهند . أجازت فرمود وباز مدينه رفتند ودعوت كردند ودوستى پيغمبر ، عليه السلام ، در دلها افكندند « 1 » . فصل دوم در بيعت كردن * أنصار ، أول نوبت [ با ] پيغمبر ، عليه السلام در سال دوم [ اين ] دوازده تن از مهتران أنصار [ كه ] « 2 » در حضرت « 3 » رسول مسلمان شده بودند ، به مكة رفتند به عقبه « 4 » وبيعت كردند [ كه ] به خداى تعالى شرك نياورند ، ودزدى نكنند « 5 » وزنا روا ندارند ، وفرزندان را به قاعدهء عرب نكشند ، ودروغ بر كس نبندند ، وطاعت پيغمبر ، عليه السلام ، به جاى آورند . واين بيعت ، أول بيعتي بود كه در اسلام رفت وشرط مصاف « 6 » نبود . چه آيت قتال فرو نيامده بود . وسيد ، عليه السلام ، مصعب بن عمير با ايشان فرستاد تا قرآن واحكام شريعت با ايشان آموزاند ، واز اين جهت أو را مقرى « 7 » مدينه خوانند . ومسجد ساختند و [ نخست ] « 8 » به أشارت أسعد بن زراره نماز جمعه گزاردند « 9 » ؛ ودر أول نوبت چهل كس حاضر بودند « 10 » . فصل سوم در بيعت أنصار بار دوم با سيد ، عليه السلام چون سيد ، عليه السلام ، مصعب با أنصار بفرستاد ، بعد از يك سال به موسم حج ، [ مصعب ] « 11 »
--> - عليه السلام ، خود » وبر طبق مضمون سيره ، ص 427 ، اصلاح شد . وعقبه نام ناحيهء واقع بين منا ومكة است ودر آن جمره ، يعنى ، عمودى كه حاجيان آن را سنگسار كنند ، واقع است . ( 1 ) . اين فصل در سيره ، ص 426 - 430 ، آمده است . ( 2 ) . كلمات داخل [ ] از سيره ، ص 430 ، نقل شد . ( 3 ) . كذا ( 4 ) . در أصل به متابعت از نسخههاى فارسي سيره : جمرة العقبة ( 5 ) . در أصل : به خداى تعالى وشرك نياوردند ودزد نكنند ، وبر طبق مدلول سيره ، ص 430 و 431 ، اصلاح شد . ( 6 ) . مصاف : جمع مصف ، ميدانهاى جنگ وكارزار ، در فارسي مفرد گيرند وجمع بندند ( معين ) . ( 7 ) . مقرى : كسى كه ديگرى را بخواندن وادارد ، آن كه كسى را خواندن قرآن آموزد ( معين ) . ( 8 ) . از سيره ، ص 432 ، نقل شد . ( 9 ) . در أصل : گزارند ( 10 ) . اين فصل در سيره ، ص 430 - 437 ، آمده است . ( 11 ) . از سيره ، ص 437 ، نقل شد .